تجربه تلخ من

می گل

سلام . واقعا دیگه این می گل خیلی اذیت میکنه . این چند وقت حتی دانشگاه هم نرفتم و بیشتر وقتم رو در اختیار اون گذاشتم ولی همچنان ناراضیه ناراحت 

این هفته برای تمدید ویزاش ازم حضانت نامه ی رسمی خواستن و من هم که وقتی جدا شدم عقلم به حضانت نامه و این حرفها نمیرسید.

باید یه روزی داستان جدا شدنم رو براتون تعریف کنم . البته اگر می گل و اذیت کردنهاش بهم اجازه بده.

کار روی پروپوزالم به روزهای سختش رسیدن و من کلی مستاصل هستم .احتیاج به کمک دارم ولی کسی نیست که کمکم کنه .

شهری که استاد راهنمای من توش زندگی میکنه با شهر خودم ١٧ ساعت فاصله داره و من حتما باید ماهی یکبار به استادم سر بزنم ولی این ماه به قدری درگیری داشتم که نتونستم پیشش برم فقط امیدوارم که عصبانی نشه .

خوشحالم که دوستهای خوبی دارم و میتونم روی کمکهاشون حساب کنم .

دوستتو دارم

 

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/٩/٢۳ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ  توسط شمیلا  نظرات ()