تجربه تلخ من

امروز

سلام دوستهای خوبم .

طبق عادت گذشته ی هر روزم که بیدار میشم اول میام سراع اینترنت تا اخبار مربوط به ایران رو بخونم .و امروز به یه موسیقی گوش دادم که به همه ی شما توصیه میکنم حتما این ویدیو رو ببینید . برنده مسابقه ی X factor 2008_Alexandra Burkeدر سایت  www.iranianuk.comواقعا بسیار زیبا بود . حتما این اهنگ رو گوش کنید.به قدری این اهنگ زیبا بود که من محو شدم تا مدت طولانی و فراموش کردم که باید برای می گل غذا ببرم مدرسه. اخه می گل از غذاهای اینجا زیاد خوشش نمیاد و من حتما باید براش غذای ایرانی درست کنم و ببرم مدرسه .

خلاصه با کلی عجله غذا درست کردم و قبل از اینکه دیر بشه راهی شدم ولی وقتی استارت زدم دیدم ماشینم روشن نشددددددددد.ناراحت 

کلی گریه ام گرفته بود که یهو دیدم دوستم که همیشه سوار موتور هست داره از سر کوچه رد میشه .طوری صداش کردم که از فاصله ی دور شنید و وقتی به من رسید من بدون هیچ حرفی از موتور پیاده اش کردم و سوار شدم به سرعت خودمو به مدرسه ی می گل رسوندم . وقتی رسیدم دیدم خدا رو شکر که هنوز زنگ ناهارشون نخورده .لبخند

کلی ذوق کردم و برگشتم خونه . وقتی ساعت ٣:٣٠ بعد از ظهر شد رفتم رو تراس خونم منتظرش شدم ( اخه خیلی دوست داره وقتی بر میگرده منو منتظر خودش ببینه)

وقتی داشت از سرویس مدرسه پیاده میشد دیدم به یکی از دوستاش به انگلیسی داره میگه که نگاه کن مامانم منتظرمههههههههههه. و کلی خوشحال از پله های اپارتمان اومد بالا.

بعد از ظهر هم با هم درخت کریسمس اماده کردیم و با هم صحبت کردیم که می گل بهم گفت که مامان اگر من بخوام پول save (پس انداز) کنم بهم کمک میکنی . گفتم چطوری؟

 گفت از این به بعد باید ماهی ١٠$ بهم بدی  . منم قبول کردم . بعد از چند دقیقه دیدم که چراغ اتاقش و حال رو الکی روشن کرده . یه حالت مادر مابانه گرفتم و به حالت مخصوی بهش گفتم می گل کمی باید تو مصرف برق صرفه جویی کنیم .چون پول برق زیاد اومده.

به فکر فرو رفته و با خوشحالی گفت:  ناراحت نباش من هر ماه ٢$ به پول برق کمک میکنممممممممتعجب

وا رفتم . چی گفتم و چی بهم جواب داد!!!! هنوز از پولی که بهش نرسیده مایه میذاره .

من میخواستم پاشه لامپهای اضافی رو خاموش کنه ولی اون زرنگ تر از من بود.اخنده

+ نوشته شده در  ۱۳۸٧/٩/٢٥ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ  توسط شمیلا  نظرات ()