می گل

سلام . واقعا دیگه این می گل خیلی اذیت میکنه . این چند وقت حتی دانشگاه هم نرفتم و بیشتر وقتم رو در اختیار اون گذاشتم ولی همچنان ناراضیه ناراحت 

این هفته برای تمدید ویزاش ازم حضانت نامه ی رسمی خواستن و من هم که وقتی جدا شدم عقلم به حضانت نامه و این حرفها نمیرسید.

باید یه روزی داستان جدا شدنم رو براتون تعریف کنم . البته اگر می گل و اذیت کردنهاش بهم اجازه بده.

کار روی پروپوزالم به روزهای سختش رسیدن و من کلی مستاصل هستم .احتیاج به کمک دارم ولی کسی نیست که کمکم کنه .

شهری که استاد راهنمای من توش زندگی میکنه با شهر خودم ١٧ ساعت فاصله داره و من حتما باید ماهی یکبار به استادم سر بزنم ولی این ماه به قدری درگیری داشتم که نتونستم پیشش برم فقط امیدوارم که عصبانی نشه .

خوشحالم که دوستهای خوبی دارم و میتونم روی کمکهاشون حساب کنم .

دوستتو دارم

 

/ 10 نظر / 22 بازدید
بردیا

سلام مامان می گل...[نیشخند] متاسفم واسه مشکلتون...[ناراحت] دوست داشتی به وب من سر بزن...[گل]

گلی خانوم

-تقصیر توئه! -من؟[گریه]ای خدا بازم من؟ -گلی بر دیگه حوصله تو ندارم.[عصبانی] -میرم اما... بازم دعوا! سلام! گلی و شوشو تازگیا وب زدن.کی میخواد اولین چراغو روشن کنه؟ http://g0li-asali.blogfa.com/

شایلین

[لبخند]من خیلی توی رژیم تجربه ندارم اما الان 3 هفتست که یه روز در میون میرم ورزش با دستگاه که مهمترین کارش همون 20 دقیقه تردمیل هستش که با ژیاده روی معمولی هم جبران میشه. توی خوردن هم به خودم گشنگی نمیدم. ژلو خورش میخورم و اصلن هم تعداد قاشق هامو نمیشمرم! فقط هر نوع کیک و کلوچه و نوشابه و چیژس و تنقلات رو حذف کردم. اکه بتونی کالری تقریبی هر روزتو بنویسی و روی 1200 نگهش داری که خیلی هم اسونه راحت هفته ای 750 گرم تا 1 کیلو کم میکنی و صورتت و بدنتم به هم نمیریزه. شمردن کالریها هم 3-4 روز سخته بعدش خودت خفظ میشی همرو.[چشمک]

شایلین

پروپزال قسمت سختیه اما میگذزه. بدون که همه ما همینقدر سختمون بود و تو توانا هستی. من اگه بتونم بهت کمک میکنم گلم.[بغل]

مهربانو

عزيزم يكي از دلايل مي گل براي اين كار شايد اين باشه كه ميخواد ديگران رو از دور و بر تو پراكنده كنه تا تو رو فقط براي خودش داشته باشه .. بزرگترين ترس بچه هاي ما از دست دادن ماست . و البته براي مي گل بدتره من گاهي شنيدم كه عسلك ميگه اگه تو نباشي .. بعد بهفكر پدرش .. پدر مادر من خاله و دايي و در آخر مادر بزرگ دريش ميفته ولي مي گل تو از اين هم بدتره چون فكر ميكنه اگر تو نباشي تو غربت كسي رو نداره بهش تكيه كنه . پس احتمال داره از اين جهت دروغ گفته باشه . من احساس ميكنم تو خيلي براي مي گل جان مايه ميذاري ولي تو احساس رفاقت و يا نزديكي خيلي بهم نرسيديد .. تو و مي گل چقدر ساعت هاي الكي خوش با هم داري؟ مثلا" چقدر با همديگه راز هاي خنده دار داريد؟؟ ميدوني منظورم چيه .. مثلا" وقتي تنهاييد يه كارايي كه جلوي كسي نميكنيد بكنيد و به هم بخنديد و بگيد اين راز ما دوتاست هيچكس نبايد بفهمه و به جريان بخنديد .. اين اتفاقا باعث رفاقت زياد بين شما دوتا ميشه .. مخصوصا چون بچه هاي ما دخترند ما راحت تر ميتونيم اين ارتباط رو داشته باشيم .. چقدر راجع به بلوغ و بچگي خودت و بلوغ خودت با هم حرف زديد؟؟

مهربانو

من پريشب كلي سينه ي عسلك رو معاينه كردم و گفتم بذار ببينم ممه دراوردي يانه .. بعد خنديديم و من جريان خودم رو تعريف كردم .. من قدم كوتاه بوده و اون بلنده ..گفتم عسلك من تا شونه ي تو بودم كه ممه دراوردم .. بعد يه چيزي رو ديوار بود كه يادم ميرفت تا دستمو دراز ميكردم ممه ميخورد به اونجا و من از درد غش ميكردم .. كلي خنديد و گفت الهي مامان فسقلي من ممه داشته .. و قبل از خواب مسخره بازي دراورديم و خنديديم .. ببين اين چيزا حس نزديكي و امنيت بچه ها رو بالا ميبره .. اگه خواستي من يه تجربه هاي ديگه اي رو خصوصي بهت ميگم .. اين خيلي مهمه كه اون حس كنه شما هردو بهم نياز داريد .. نه اينكه اون بيچاره ي توست و تو يه مامان گنده اي هستي كه مركز قدرتي و از اون بالا بهش نگاه ميكني .. بيا كوچولو شو .. قد خودش شو و كنار هم راه بريد .. من يه وقتايي به عسلك ميگم عجب اوضاعيه ها پولام داره تموم ميشه .. تو چقدر پول داري .. مثلا" ميگه انقدر .. ميگم هوس عشق و حال كردم .. مياي بريم يرون جيگر بخوريم دنگي ؟؟

مهربانو

؟؟ يا تو منو مهمون كن چون آه در بسلط ندارم ... ميريم نزديك خونه مسخره بازي و يه جيگر كثيف هم ميخوريم و كلي به خودمون ميخنديم .. يا موقع رانندگي هي رو تزمز ميزنم و ماشينو قر ميدم يا تو تاريكي ميرقصم و ميگم خاك برسرم ببين كسي ديد؟؟ آبروم رفت .. ميدوني اين كارا بچه ها رو به وجد مياره .. از رابطهي خشك مادر و فرزندي بيا بيرون . نميدونم خودت چقدر روحيه ي اين كار رو داري؟؟تو ادم جدي هستي؟؟

آزاده جمشیدی راد

من زنم شانه ام میلرزد این آوار بغض و درد چیست ؟ این که زیر گوش من میگویدم برگرد کیست؟ چادرم ر ا گه بدست و گه بدندان میگزم در خیالم هم برای بچه ها نان می پزم باز روی صورتم یاس و بنفشه کاشته مادرم میگوید از جای دگر ، دق داشته با نم اشکم ، گلم ر ا آبیاری می کنم در خیالم هم برایش خانه داری میکنم میدوم اما، نمیدانم کجا باید گریخت کوله بار غصه را باید کجاها دور ریخت در سرم فکر نها ر بچه هایم میدود یاد سیلی می کنم، برق از نگاهم میپرد با،غل و زنجیر با من مهربانی می کنی؟ در خیالت از وجود م پاسبانی میکنی! خانه جای یکه تازی نیست زندانم نکن خنده را هم دوست دارم باز گریانم نکن من جزامی نیسم آخر که پنهانم کنی کافر بی دین نیم تا تو بر ایمانم کنی من زنم، برگ درخت بید می نازد به من.نور می پاشم، دل ناهید می نازد به من. من زنم ، دیدن ندارد لحظهء ویرانیم دختر کورش منم ، زشت است سرگردانیم آنچه حافظ گفت جعد مشک بو موی من است آنچه سعدی نیز می نازد به او روی من است . آنکه چشمش بر گل خورش

لیلی سا

سلام..چقدر سخته اینجور زندگی کردن...واقعا شیر زنید.....همین..